بحران تأمین زمین؛ مانع اصلی ساخت مدارس جدید در تهران
در سالهای اخیر، افزایش جمعیت در شهر تهران و دور شدن شهرها از سرفصلهای توسعهی متوازن، موجب آسیبپذیری نظام آموزشی و افزایش نیاز به تأسیس مدارس جدید در پایتخت شده است. اما بهرغم این نیاز یقیناً احساسشده و درخواستهای مکرر از سوی والدین و کارشناسان حوزه آموزش و پرورش، یک مسئلهی بنیادی و حیاتی مانع از تحقق این نیاز گردیده است: بحران تأمین زمین.
در سال ۱۴۰۲، بر اساس آمارهای منتشرشده، تعداد دانشآموزان در تهران به بیش از دو میلیون نفر رسیده و این رقم به طور مداوم در حال افزایش است. طبق پیشبینیهای انجامشده، این افزایش جمعیت در مدارس تهران نیازمند احداث بیش از ۱۰۰ مدرسه جدید در نقاط مختلف شهر است تا بتوان به مشکلات آموزشی و فضاهای ناکافی پاسخ داد. اما آنچه که این طرحهای توسعهای را با چالش جدی مواجه کرده، کمبود زمین مناسب است.
مرکز آمار و اطلاعات راهبردی وزارت آموزش و پرورش، در گزارشی جامع به مشکلات تخصیص زمین برای ساخت فضاهای آموزشی اشاره کرده است. در این گزارش، بیان شده است که حدود ۸۰ درصد از اراضی موجود در تهران به طرحهای عمرانی دیگر اختصاص یافته و تنها ۲۰ درصد آن برای ساخت مدارس قابل استفاده است. در چنین شرایطی، شهرداری تهران و اداره کل آموزش و پرورش استان تهران به شدت با محدودیت فضای شهری در این عرصه روبرو هستند.
مواقعی که شهرداری زمینهایی را برای ساخت مدارس به آموزش و پرورش اختصاص میدهد، خود با نگرانیهای مختلفی مواجه است. با توجه به اینکه برخی از محلات تهران همواره با افزایش جمعیت روبرو هستند، در بسیاری از موارد، این اراضی به توسعه مسکن و یا دیگر پروژههای عمرانی تعلق میگیرد. این امر نه تنها بحران فضاهای آموزشی را تشدید میکند، بلکه منجر به کاهش کیفیت آموزش و یادگیری در مدارس موجود نیز میگردد.
نکته دیگری که حائز اهمیت است، عدم تأسیس پروژههای جدید مدارس در مناطقی است که از نظر اقتصادی در سطح پایینی قرار دارند. این موضوع موجب میگردد تا برخی از ساکنان این محلات، به دنبال مدارس در مناطق دیگر باشند که این مسأله علاوه بر ایجاد مشکلات رفت و آمد، فشار مضاعفی بر سیستم حمل و نقل عمومی میآورد. همچنین، تفاوتهای اقتصادی میتواند بر کیفیت آموزش در مدارس مختلف تأثیر بگذارد و باعث بروز نابرابریهای آموزشی گردد.
به طور کلی، به نظر میرسد که برای حل بحران تأمین زمین و ساخت مدارس جدید در تهران، باید رویکردهای نوآورانه و همکاریهای بین بخشی بیشتری شکل گیرد. به عنوان مثال، واگذاری زمینهای بلااستفاده دولت و نهادهای عمومی به آموزش و پرورش برای ایجاد مدارس جدید و یا استفاده از زمینهای متروکه و فرسوده به منظور بازسازی و ایجاد فضاهای آموزشی میتواند به عنوان یک راهکار بلندمدت مدنظر قرار گیرد.
شایان ذکر است که علاوه بر این، افزایش آگاهی عمومی در مورد اهمیت مدارس و ضرورت تأمین فضاهای آموزشی نیز میتواند به بهبود وضعیت موجود کمک کند. در این زمینه، دولت، نهادهای مدنی، و حتی خود شهروندان باید همسو و هماهنگ عمل کنند تا کودکان این سرزمین، حق بنیادی آموزشی خود را به صورت کامل دریافت کنند.
در نهایت، میتوان گفت که بحران تأمین زمین و مشکلات ساخت مدارس در تهران یک چالش اساسی در نظام آموزشی کشور محسوب میشود. این مسئله نیازمند توجه ویژه و عملیاتی فوری از سوی کلیه نهادهای مسئول است. فقط در این صورت میتوان به تحقق اهداف آموزشی و تربیتی در پایتخت امیدوار بود. با تداوم روند کنونی، تبعات منفی این بحران بر کیفیت آموزش و تربیت نسلهای آینده غیرقابل جبران خواهد بود و از دست دادن این فرصت میتواند عواقب ناگواری برای جامعه داشته باشد.
