توافق جنجالی وزارت علوم و فرهنگ برای تسخیر بازار انتشار کتابهای دانشگاهی
در روزهای اخیر، اخبار مربوط به توافق وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، موجی از انتقادات را به همراه داشته است. این توافق که به نوعی نسبت به بازار کتابهای دانشگاهی حساسیت ایجاد کرده، به نظر میرسد که هدف اصلی آن کنترل و مدیریت کتابهای دانشگاهی باشد. در این زمینه، تعدادی از صاحبنظران و فعالان حوزه نشر نسبت به پیامدهای این اقدام هشدار میدهند.
بر اساس گزارشها، این توافق به دنبال ساماندهی و هدایت بازار نشر کتابهای دانشگاهی به سمت انتشارات مورد تأیید وزارتخانههای ذیربط است. یکی از محورهای اصلی این توافق مبنا قرار دادن استانداردهای خاصی برای تألیف و انتشار کتابهای دانشگاهی اعلام شده است. این در حالی است که برخی بر این باورند که این اقدام میتواند به نوعی حق انتخاب مؤسسات علمی و دانشگاهها را تهدید کند و از تنوع علمی موجود در بازار کتاب بکاهد.
در این راستا، برخی از منتقدان به خصوص اساتید دانشگاهها و ناشران مستقل، به شدت نسبت به این توافق انتقاد کرده و آن را مانعی برای پیشرفت علمی و نشر آزادانه کتابهای علمی و دانشگاهی میدانند. به عنوان مثال، یکی از اساتید دانشگاه تهران تصریح کرد: “این تصمیم میتواند ناشران مستقل را تحت فشار قرار دهد و به نوعی کمرنگ شدن صدای انتقادی و نظری جدید در ادبیات علمی کشور را به همراه داشته باشد.”
از سوی دیگر، برخی کارشناسان بر این باورند که وجود استانداردها میتواند به بهبود کیفیت کتابهای دانشگاهی کمک کند و زمینهساز تفکر و تحقیق عمیقتری در بین دانشجویان و پژوهشگران شود. اما پرسش اصلی این است که آیا این استانداردها به درستی تعریف شدهاند و میتوانند در راستای ارتقای کیفیت علمی کشور مؤثر واقع شوند یا خیر.
مدیریت و نظارت بر نشر کتابهای دانشگاهی یکی از چالشهای دائمی در ایران بوده است. برخی از دانشگاهها و مؤسسات آموزشی به دلیل نداشتن دیسیپلین مشخص در انتشار کتابهای علمی، با مشکلاتی روبرو بودهاند. این در حالی است که در کشورهای پیشرفته، نظام تدوین و انتشار کتب علمی به گونهای است که نه تنها به انتشار کتابهای با کیفیت کمک میکند بلکه به تنوع علمی نیز احترام میگذارد.
در طرف مقابل، وزارت علوم و وزارت فرهنگ بر این عقیدهاند که این توافق میتواند به همافزایی بین وزارتخانهها منجر شود و همچنین به جمعآوری و ساماندهی اطلاعات مربوط به کتابهای دانشگاهی کمک کند. در این راستا، برنامهریزی برای برگزاری نمایشگاههای کتاب و سمینارها به منظور ارائه آخرین دستاوردهای علمی و دانشگاهی نیز مطرح شده است. اما باید دید آیا این برنامهها نیز به نوعی تحتالشعاع توافقات جدید قرار خواهند گرفت یا وادار به تغییرات اساسی در محتوای خود خواهند شد.
با وجود اینکه شفافیت و نظارت در حوزه نشر کتاب ضرورتی انکارناپذیر است، اما نگرانی اصلی این است که آیا تأسیس یک نظام نظارتی میتواند به ارتقاء آزادی بیان و تفکر انتقادی در دانشگاهها منجر شود یا اینکه فشارهای جدیدی بر ناشران و اساتید وارد خواهد کرد. زمان نشان خواهد داد که آیا این توافق به نفع دانشجویان و پژوهشگران خواهد بود و یا اینکه در نهایت به محدودیتهایی برای انتشار کتابهای علمی منجر خواهد شد.
به طور کلی، توافق وزارت علوم و فرهنگ و ارشاد اسلامی برای کنترل بازار نشر کتابهای دانشگاهی با وجود برخی نیتهای مثبت، میتواند چالشهای جدی را پیش روی نهادهای علمی و پژوهشی کشور قرار دهد. لذا لازم است که در مراحل اجرایی این توافق، نظرات و تجربیات فعالان حوزه نشر و اساتید دانشگاه مورد توجه قرار گیرد تا تفکرهای متنوع و خلاق در ادبیات علمی ایران حفظ شود.
