نقش شورای عالی؛ تحول یا تکرار سیاستهای پیشین در عرصه فرهنگ و هنر؟
شورای عالی فرهنگ و هنر، به عنوان یکی از نهادهای کلیدی در سیاستگذاری و برنامهریزی فرهنگی کشور، همواره مورد توجه و بحثهای گستردهای بوده است. این شورا که به منظور نظارت و هدایت امور فرهنگی و هنری تأسیس شده، در دورههای مختلف با چالشها و تغییرات متعددی روبهرو شده است. در این میان، سؤال اساسی که مطرح میشود این است که آیا شورای عالی میتواند به عنوان یک نهاد تحولآفرین در عرصه فرهنگ و هنر عمل کند یا اینکه صرفاً تداومدهنده سیاستهای گذشته خواهد بود؟
شورای عالی فرهنگ و هنر با اهدافی چون ارتقاء سطح کیفی و کمی تولیدات فرهنگی، حمایت از هنرمندان و نهادهای فرهنگی و همچنین ایجاد هماهنگی بین نهادهای مختلف در این حوزه تأسیس شده است. با این حال، تاریخچه این شورا نشان میدهد که در برخی مقاطع زمانی، نه تنها تحولی در عرصه فرهنگ و هنر ایجاد نشده بلکه سیاستها و برنامههای تکراری که در گذشته به کار گرفته شده، مجدداً مورد استفاده قرار گرفتهاند.
یکی از چالشهای بزرگ شورای عالی، وجود ساختار و سازماندهی نامناسب در درون خود و همچنین در رابطه با نهادهای زیرمجموعه و وابستهاش است. این موضوع میتواند به ایجاد کدورت و عدم هماهنگی در اجرای سیاستها و برنامهها منجر شود. به عنوان نمونه، در گذشته، چندین بار شاهد تشکیل جلسات و کارگروههایی با موضوعات مشابه بودهایم که نتیجه ملموسی در زمینه فرهنگ و هنر ارائه نکردهاند.
علاوه بر این، عدم توجه به نیازهای واقعی هنرمندان و جامعه فرهنگی در خطمشیهای سیاسی شورای عالی، موجب نارضایتی و بیاعتمادی در بین اهالی فرهنگ و هنر شده است. کارشناسان بر این باورند که شورای عالی باید به جای تکرار سیاستهای گذشته، به سمت ایجاد سازوکارهای نوین و پاسخگو به نیازهای زمانه حرکت کند. این تغییر میتواند شامل بررسی مشکلات و موانع پیش روی هنرمندان و همچنین توجه به انتقادات و پیشنهادات آنها باشد.
از سوی دیگر، یکی از ویژگیهای مهم شورای عالی تلاش برای ترویج و معرفی فرهنگ و هنر اصیل ایرانی به جهانیان است. در حالی که برخی از نهادهای فرهنگی دیگر به برگزاری نمایشگاهها، جشنوارهها و رویدادهای مرتبط با هنر وابسته هستند، شورای عالی باید به عنوان یک هماهنگ کننده، بستر مناسب برای ارتقاء کیفیت این فعالیتها را فراهم کند.
همچنین، تعامل و همکاری با دیگر نهادهای فرهنگی در سطح ملی و بینالمللی میتواند نقش کلیدی در موفقیت شورای عالی ایفا کند. این شورا باید بتواند از ظرفیتهای هنرمندان و افراد متخصص در حوزههای مختلف بهرهبرداری کند و فضای فرهنگی کشور را به سمت تنوع و پویایی سوق دهد.
از آنجا که شورای عالی فرهنگ و هنر، نهاد مهمی در حکم محور کلیدی تحولات فرهنگی کشور است، انتظار میرود که رویکردها و سیاستهای جدید را با توجه به تجربیات گذشته تدوین کند. در نهایت، تأکید بر اهمیت پژوهش و تحقیقات علمی در زمینه فرهنگ و هنر بهویژه در دوره معاصر امری ضروری است. این میتواند به شورای عالی کمک کند تا شناخت بهتری از چالشها و فرصتهای موجود در این حوزه پیدا کند و بر اساس آن تصمیمگیریهای مؤثرتری انجام دهد.
در نتیجه، این شورا باید با در نظر گرفتن نیازهای جامعه هنری و فرهنگی، در عین سرمایهگذاری بر روی ایدههای نو و خلاق، از سیاستهای تکراری و گذشتهنگر خودداری کند. با این رویکرد، شورای عالی میتواند نه تنها به عنوان یک نهاد تحولآفرین در عرصه فرهنگ و هنر شناخته شود، بلکه زمینهساز رشد و شکوفایی این حوزه در کشور نیز گردد.
به اعتقاد بسیاری از کارشناسان و اهل فرهنگ، تنها در صورتی میتوان به تحقق اهداف شورای عالی امید داشت که این نهاد به سمت تغییرات بنیادین و اصلاحات ساختاری حرکت کند و در عین حال، تعامل و شفافیت را با جامعه هنری و فرهنگی افزایش دهد.
