جنجال نمایشگاه کتاب: آیا انجمنهای دوستی میتوانند تصویر فرهنگی کشور را دگرگون کنند؟
نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، که به عنوان یکی از بزرگترین رویدادهای فرهنگی کشور شناخته میشود، همواره میزبان دبیری است که در این سالها با تحولات اجتماعی و فرهنگی کشور پیوند دارد. اما امسال، با ورود موضوعاتی جدید وابسته به حضور انجمنهای دوستی و تبادل فرهنگی، بحثهای داغ و گاهاً جنجالی حول این نمایشگاه شکل گرفته است.
انجمنهای دوستی یکی از نهادهایی هستند که با هدف گسترش و تعمیق ارتباطات فرهنگی میان کشورها شکل گرفتهاند. این انجمنها معمولاً در تلاش هستند تا با برگزاری نشستها، انتشار کتب و آثار، و برقراری ارتباط با نویسندگان و هنرمندان، پیوندهای فرهنگی را قویتر کنند. اما با ورود این نهادها به فضای نمایشگاه کتاب، سوالاتی مطرح میشود که آیا واقعاً میتوانند تصویر فرهنگی کشور را دگرگون کنند؟
یکی از نامهای بارز در این حوزه، «علی اکبر اشتهاردی»، رئیس انجمن دوستی ایران و چین، است. وی به تازگی در سخنرانی خود در نمایشگاه کتاب به این نکته اشاره کرد که فعالیتهای فرهنگی و هنری میتواند به شناخت بهتر ملتها از یکدیگر کمک کند و به توسعه روابط میان کشورها انجامد. او گفت: «ما باید به این موضوع توجه داشته باشیم که فرهنگ میتواند پل ارتباطی میان ملتها باشد و انجمنهای دوستی میتوانند در این حوزه نقش بسزایی ایفا کنند.»
این اظهارات در کنار نقدهایی که به عملکرد برخی از انجمنها وارد شده، موجب شده است که بار دیگر بحث بر سر مأموریت و کارکرد این نهادها داغ شود. برخی کارشناسان بر این باورند که چنین انجمنهایی باید با دقت و آگاهی بیشتری در تعاملات فرهنگی گام بردارند و نباید صرفاً به برگزاری رویدادهای سطحی بسنده کنند. «فریده سادات»، فعال فرهنگی و حقوق بشر، در این باره میگوید: «انجمنهای دوستی باید از یک رویکرد ارزشی و عمیقتری در ایجاد ارتباطات بهرهبرداری کنند و به تحقق اهداف فرهنگی و اجتماعی پایبند باشند.»
حضور پررنگ این انجمنها در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران میتواند به تحولات مثبت در جامعه ادبی و فرهنگی کشور بینجامد. در سالهای اخیر، تأکید بر اهمیت برقراری ارتباطات بینالمللی و جذب فکرها و ایدههای نو، به یک ضرورت تبدیل شده است. با توجه به وضعیت اقتصاد جهانی و تغییرات سیاسی، ضرورت بیشتری به وجود آمده تا کشورها با همکاریهای فرهنگی آرامشی در روابط دیپلماتیک خود به وجود آورند.
اما در این راستا، اقدامات انجمنهای دوستی باید با بررسی و تحلیل فعالیتهای گذشتهشان همراه باشد. برخی نهادهای فراملی، انتقادات زیادی را نسبت به عملکرد بزرگنمایی تصویر فرهنگی کشورها از طریق نمایشگاهها و رویدادهای مشابه وارد کردهاند. به عنوان مثال، برخی از روشنفکران ادبی در ایران بر این باورند که مروجان فرهنگ فقط باید به نمایش آثار عمیق ادبیات کشور خود بپردازند و نباید تحت تأثیر رویکردهای تجاری قرار گیرند.
حال این سوال پیش میآید که آیا حضور پایدار و هدفمند انجمنهای دوستی در نمایشگاه کتاب میتواند نقطه عطفی در تغییر رویکردهای فرهنگی جامعه ایجاد کند؟ از طرفی، در شرایطی که ایران به عنوان یک کشور غنی از فرهنگ و تاریخ شناخته میشود، عدم شناخت کافی از ادبیات و هنر ایرانی در جوامع بینالمللی یکی از چالشهای بزرگ محسوب میشود. در حقیقت، حضور این انجمنها میتواند فرصتی برای معرفی فرهنگ غنی ایرانی به شمار آید.
با وجود تمامی این نکات، تأثیر انجمنهای دوستی در تغییر تصویر فرهنگی کشور هنوز در ابهام است. آنچه که مشخص است، این است که تعاملات فرهنگی گستردگی بیشتری یافته و باید از این بستر به نحو احسن استفاده شود. در پایان، تابآوری فرهنگی کشور با وجود انجمنهای دوستی و برقراری ارتباطات بینالمللی میتواند منجر به بهبود تصویر ایران در دنیای امروز شود. بدین ترتیب، میتوان امیدوار بود که این تحولات به لحاظ فرهنگی در گذر زمان به نفع کشور تمام شود و چهره فرهنگی ایران را در عرصههای جهانی روشنتر سازد.