نگاهی جنجالی به مراسم زار؛ کارگردانی که حتی راشهای «فیلم ناتمام» را نادیده گرفت
در روزهای اخیر، مراسم زار که به عنوان یکی از مهمترین و قدیمیترین آیینهای فرهنگی ایرانی شناخته میشود، موضوع بحثهای فراوانی در رسانهها و محافل هنری کشور قرار گرفته است. این مراسم که دارای ریشههای عمیق در فرهنگ بومی نقاطی از ایران از جمله خوزستان و جزایر خلیج فارس است، به عنوان یک تجربه روحانی و اجتماعی توصیف میشود که شرکتکنندگان در آن به رقص و نیایش پرداخته و از تجربیات روحی خود سخن میگوید.
در این راستا، کارگردان جوان و جنجالی سینمای ایران، آقای مهدی مهدویکیا، که پیشتر با فیلمهای منحصر به فرد خود توجه بسیاری را جلب کرده است، در تلاش است تا با رویکردی نوین به این مراسم بپردازد. اما این اقدام او به سرعت به موضوع بحث و جدل میان سینماگران و کارشناسان فرهنگ تبدیل شده است. به گفته بسیاری از منتقدان، مهدویکیا در فرایند ساخت «فیلم ناتمام» خود که به آیین زار میپردازد، حتی راشهای این فیلم را نادیده گرفته و تمرکز بیشتری بر روی جنبههای نمایشی مراسم گذاشته است.
مراسم زار به طور سنتی به عنوان یک تجربه جمعی در میان گروهی از مردمان بومی شناخته میشود که در آن به دور هم جمع آمده و با نواختن سازهایی چون “نی” و “دوتار” به رقص و نیایش میپردازند. این آیین به نوعی نشاندهنده ارتباط عمیق انسان با طبیعت و جادوگریهای آن است. حالا مهدویکیا با نادیده گرفتن جزئیات فرهنگی و زمینههای مذهبی این مراسم، به ساخت فیلمی پرداخته که بسیاری آن را جدایی از روح این آیین میدانند.
نقدهای موجود همچنین به این نکته اشاره دارند که کارگردان در انتخاب شخصیتها و نحوه پردازش داستانی اثر خود، از محتوای عمیق فرهنگی دور شده و بیشتر بر روی جنبههای تجاری تمرکز کرده است. به عنوان نمونه، انتخاب بازیگران ناآشنا با این فرهنگ بومی و عدم توجه به زبان و لهجههای محلی، از جمله نکاتی است که به انتقادات دامن زده است.
در این راستا، برخی از صاحبنظران فرهنگی مطرح کردهاند که مهدویکیا با این رویکرد میتواند به نوعی باعث بیاحترامی به فرهنگ غنی زار و جامعهای شود که با این آیین بزرگ شدهاند. آنها بر این باورند که این فیلم نه تنها امکان انتقال پیامهای واقعی آیین زار را ندارد، بلکه میتواند باعث سو تفاهمهای جدی میان نسلهای جوان و بافت فرهنگی آن مناطق نیز گردد.
در حالی که برخی سینماگران و هنرمندان از کارهای مهدویکیا به عنوان یک نوآوری یاد کرده و بر این باورند که میتوان این نوع آثاری را به عنوان پل ارتباطی میان فرهنگهای مختلف در نظر گرفت، اما همچنان معترضین به این نوع برداشتهای سطحی از آیین زار ادامه میدهند. آنها تأکید میکنند که احترام به ریشهها، به ویژه در فرهنگ غنی و باستانی ایران، ضروری است و هرگونه برداشت نادرست میتواند آثار سوئی را به دنبال داشته باشد.
از دیگر چالشهای مطرح شده در این زمینه، سوالات اخلاقی و اجتماعی در مورد چگونگی به تصویر کشیدن فرهنگهای محلی در آثار سینمایی است. آیا سینماگران مسئولیتی در قبال جامعه و فرهنگهایی که به تصویر میکشند دارند؟ آیا بهتر است که فرهنگهای محلی به جای بازی مرکزی در یک فیلم تجاری، در کانون آثار هنری سازنده و واقعنگرانه قرار گیرند؟
در نهایت، آثار مهدی مهدویکیا و نظرات پیرامون آن گواهی است بر پیچیدگیهای سینمای معاصر ایران و تنشهای موجود میان نمایندگی فرهنگی و تجاریسازی. در جهانی که عکسها و فیلمها سریعتر از کلمات به مخاطبان منتقل میشوند، اهمیت توجه به عمیقترین ریشههای فرهنگی و احترام به آنها هرگز نباید از یاد برود. از این رو، انتظار میرود کارهای مهدویکیا چه در حال حاضر و چه در آینده، به عنوان جرقهای برای بحثهای بیشتر در این زمینه مورد استفاده قرار گیرد.