در دنیای امروز، فناوری به یکی از ارکان انسجام اجتماعی و ارتباطات انسانی تبدیل شده است. از انقلاب دیجیتالی گرفته تا شبکههای اجتماعی، قدرت فناوری میتواند به شدت بر شیوههای تعامل انسانها تأثیر بگذارد. اما آیا این تأثیر به نفع همدلی و نزدیکی میان افراد است یا باعث دامن زدن به عوازل و انزوای اجتماعی شده است؟ این سؤال به یکی از موضوعات داغ روز در محیطهای رسانهای تبدیل شده است.
در سالهای اخیر، با افزایش نفوذ فناوری در زندگی روزمره، ما شاهد پدیدهای هستیم که به اصطلاح به عنوان «عصر ارتباطات» شناخته میشود. این عصر به افراد این امکان را میدهد که در کسری از ثانیه با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، فارغ از فاصله جغرافیایی. رسانههای اجتماعی مانند فیسبوک، توییتر و اینستاگرام بستری را فراهم کردهاند تا مردم تجربیات، احساسات و اندیشههای خود را با دیگران به اشتراک بگذارند. بهویژه در دوران پاندمی بیماری کرونا، این رسانهها نقش حیاتی در حفظ ارتباطات و احساس نزدیکی میان افراد ایفا کردند.
با این حال، همانطور که فناوری میتواند باعث ایجاد همدلی و نزدیکی شود، ممکن است به افزایش انزوا و احساس تنهایی نیز منجر گردد. تحقیقات متعدد نشان دادهاند که میزان استفاده از رسانههای اجتماعی در برخی موارد با افزایش احساس تنهایی همراه است. به عنوان مثال، جامعهشناسان و روانشناسان به تأثیر منفی «مقایسه اجتماعی» اشاره کردهاند. در این وضعیت، افراد ممکن است بهجای بهرهبرداری از ارتباطات خود، خود را با دیگران مقایسه کنند و در نتیجه احساس ناکامی و کمبود کنند.
بهعلاوه، رسانهها به دلیل پوشش خبری خود میتوانند در شکلگیری افکار عمومی و نگرشهای اجتماعی تأثیر بگذارند. در یک جامعه که در آن اطلاعات به سرعت و به طور گسترده پخش میشود، وضعیتهای تلخی چون جنگها، نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی و بحرانهای زیستمحیطی به راحتی قابل مشاهده هستند. در چنین فضایی، فناوری نه تنها میتواند همدلی و حمایت اجتماعی را تشویق کند، بلکه میتواند به احساس ناامیدی و انزوا نیز دامن بزند.
علاوه بر این، فناوری و رسانهها در انتقال پیامهای مثبت و منفی به یک اندازه توانایی دارند. برای نمونه، کمپینهای اجتماعی نظیر «Me Too» یا «Black Lives Matter» از طریق رسانههای اجتماعی به سرعت مورد توجه قرار گرفتند و توانستند همدلی و حمایت عمومی را جلب کنند. این دست از حرکات اجتماعی به افراد این امکان را میدهند که صدای خود را به گوش دیگران برسانند و در نتیجه به همتایان خود نزدیکتر شوند. اما از سوی دیگر، پخش اخبار نادرست و اطلاعات غلط در فضای مجازی میتواند به افزایش تنشهای اجتماعی و سیاسی منجر شود و جوامع را به دو دسته متضاد تقسیم کند.
چالشهای دیگری هم وجود دارند که نقش فناوری را در ایجاد همدلی یا انزوا تحتالشعاع قرار میدهند. یکی از این چالشها تاثیر الگوریتمهای پیچیده و طراحیهای هوش مصنوعی است. بسیاری از پلتفرمهای رسانهای با استفاده از الگوریتمهایی که تمایل دارند فقط محتوای مورد علاقه کاربران را نمایش دهند، باعث میشوند که افراد در یک «حباب اطلاعاتی» محبوس شوند و از تنوع دیدگاهها و تجربیات خارج شوند. این مسئله میتواند به کاهش همدلی و افزایش احساس انزوا و بیگانگی منجر شود.
در نهایت، میتوان گفت که فناوری، بهویژه رسانهها، دو وجه متفاوت دارند: از یکسو، میتوانند به ایجاد همدلی و نزدیکی میان افراد کمک کنند و از سوی دیگر، ممکن است به افزایش انزوا و تفکیک اجتماعی دامن بزنند. برای بهرهبرداری صحیح از این قدرت، لازم است که علاوه بر استفاده صحیح از این ابزارها، به فرآیندهایی که میتوانند به ایجاد همدلی کمک کنند، توجه بیشتری داشته باشیم. برای این منظور، فعالیتهای آموزشی و آگاهیدهنده در زمینه استفاده صحیح از فناوری و رسانهها باید در اولویت قرار گیرد. بهویژه جوانان و نسلهای آینده نیاز به مربیانی دارند که آنها را در شناخت و تحلیل محتوای دیجیتال یاری کنند.
در نهایت، مسئولیت ما بهعنوان کاربران و تولیدکنندگان محتوا در دنیای دیجیتال این است که با دقت و تعهد، از فناوری برای ایجاد دنیایی پر از محبت و همدلی استفاده کنیم و به جای ترویج انزوا، به تقویت پیوندهای انسانی بپردازیم.