روانشناسی انتقاد کردن
انتقاد کردن در جامعه ما بیش از آنکه یک فرهنگ باشد یک شعار شدهاست. در بحث ارتباط موثر، انتقاد کردن، همواره یکی از چالشیترین بحثها میباشد که نیاز دارد با دقت بیشتری مورد توجه قرار گیرد. همه ما واژه انتقاد پذیر بودن را نکتهای مثبت میدانیم. این موضوع حتی در ادبیات سیاسی ما نیز به وضوح دیده میشود. بسیاری پررنگترین جمله مراسم تحلیف ریاست جمهوری آقای روحانی را جملهی ” از بستن دهان منتقدان به خدا پناه میبرم” میدانند. با وجود این موارد باید اعتراف کنیم که همانقدر که ما به شکل شعاری در مود نقد صحبت میکنیم، فرهنگ نقد کردن و نقد پذیری را دارا نیستیم! در ادامه مقالات مفصلی را در مورد انتقاد کردن و نقد شنیدن خواهیم داشت و تلاش خواهیم کرد تا به شیوهای کامل به این موارد بپردازیم.
روانشناسی انتقاد در جامعه
جوامع را میتوان به دو شکل کلی جمعگرا و فرد گرا تقسیم بندی کرد. در جوامع جمعگرا-مانند جامعه ما- دایره آزادی افراد به مراتب کمتر از جوامع فردگرا است. البته به هیچ وجه فراموش نفرمایید که جمعگرا یا فرد گرا بودن جوامع ارتباط خاصی به سیاست، جامعه و… ندارد و رفتارهای اجتماعی دربازههای بسیار بلند مدت شکل میگیرند.
انتقاد کردن در جوامع جمعگرا عموما بیشتر و تندتر است. چراکه افراد خود را محق میدانند که رفتار افراد را با قالبها و عرفهای مقبول سنجیده و در صورت عدم تطابق به صراحت کل شخصیت فرد را مورد انتقاد قرار دهند. در این جوامع نقدها بیشتر به این شکل مطرح میشود: فلان کارت خوب نیست. نباید این کار رو میکردی. واقعا این رفتار از تو انتظار نمیرفت. در این شکل نقدها، شما علت مشخصی برای نقد خود نمیبینید. خبر بد این است که چنین نقدی بدترین نوع انتقاد است.
روانشناسی انتقاد کردن
انتقاد کردن قبل از آنکه بخواهد شخص مقابل را به چالش بکشد، خودمان را به چالش خواهد کشید. فراموش نکنید که انتقاد حتی اگر صحیح نیز باشد، بازهم عزت نفس ما را تحت تاثیر قرار خواهد داد. همچنین انتقاد کردن به نوعی نشت اطلاعات از خود، است. برای مثال جملات زیر را باهم مقایسه بکنید:
اون روز با من مثل حیوان رفتار کرد!
اون روز با من، در شان یک فرد متمدن رفتار نکرد!
اون روز واقعا متوجه نشدم چرا چنین حرکتی رو انجام داد و ندونستم که واقعا مخاطبش من بودم؟
شاید هر سه جمله یک مفهوم را داشته باشد اما در درجه اول از میزان ارزشی که هر فرد، برای خود قائل است نیز خبر میدهد.
همچنین به شکل ناخودآگاه وقتی شما نسبت به یک نکته متمرکز میشوید که احتمالا خودتان نیز در این مورد دارای گیری هستید! برای مثال وقتی فردی که در مورد فیک بودن ساعت مچی شخصی در جمعی صحبت میکند، احتمالا خود آن فرد نیز قبلا چنین تجربهای داشته است، یا مدتها به آن موضوع فکر کرده و برایش اهمیت بالایی دارد! اگر فردی نیاز شدیدی به تایید و تحسین دارد، در صورت عدم تایید از سوی مخاطب، احتمال زیادی دارد که ” بیتوجهی” شخص را نقد کند. پس فراموش نکنید که همواره شما در صورت انتقاد کردن، خود را هم به چالش میکشید. و همواره از خود بپرسید که آیا واقعا نقد شما ارزش این چالشها را دارد یا خیر؟
تمرین: آخرین انتقاد خود را به یاد بیاورید، به ما بگویید به نظرتان این نقد تا چه حدی برای خود شما چالش برانگیز و برای طرف مقابل مفید بود؟
در مقالات بعدی ارتقا در مورد شیوه نقد کردن و اینکه اساسا چه نقدهایی را باید انجام داد و از چه نقدهایی باید پرهیز نمود، صحبت خواهیم کرد.
