پوشش اشتغال دانشآموزان فنی و حرفهای؛ آیا ۷۰ درصد هدف واقعگرایانهای است؟
در سالهای اخیر توجه به آموزشهای فنی و حرفهای و اشتغالزایی در این حوزه بهویژه در ایران، افزایش یافته است. با توجه به شرایط اقتصادی کشور و نیاز به نیروی کار ماهر، وزارت آموزش و پرورش و سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور در صدد هستند تا با ایجاد بسترهای مناسب، زمینهساز اشتغال جوانان باشند. بر این اساس، یکی از اهداف مهم نظام آموزشی، دستیابی به نرخ ۷۰ درصدی اشتغال برای دانشآموزان فنی و حرفهای است. اما آیا این هدف واقعگرایانه و قابل تحقق است؟
اهمیت آموزشهای فنی و حرفهای در اقتصاد کشور، بر هیچکس پوشیده نیست. این نوع آموزش، نیروی کار ماهر را برای صنایع مختلف مهیا میسازد و نقش تعیینکنندهای در کاهش نرخ بیکاری و افزایش تولید ناخالص داخلی دارد. با توجه به آمارهای منتشر شده از سوی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، در حال حاضر ایران با چالشهای جدی در زمینه بیکاری جوانان مواجه است. به ویژه آمار بیکاری در میان جوانان دارای تحصیلات دانشگاهی، نشاندهنده این حقیقت است که در بسیاری از مواقع، تحصیلات دانشگاهی با نیازهای واقعی بازار کار همخوانی ندارد.
دولت و نهادهای آموزشی با توجه به این واقعیت، به ایجاد و بهبود برنامههای فنی و حرفهای پرداختهاند. در این راستا، یکی از اهداف کلیدی آنها، افزایش نرخ اشتغال به ۷۰ درصد برای دانشآموزان فنی و حرفهای است. این رقم به عنوان یک دستاورد مطلوب برای سیستم آموزش کشور مطرح میشود، اما سوالی که مطرح میشود این است که آیا این هدف، واقعگرایانه و قابل دستیابی است؟
اولین نکتهای که باید به آن توجه کرد، نیاز بازار کار به نیروی ماهر است. از آنجا که صنایع و خدمات مختلف به مهارتهای فنی و حرفهای نیاز دارند، تحقق هدف ۷۰ درصدی اشتغال مستلزم همسویی برنامههای آموزشی با نیازهای روز بازار کار است. برای دستیابی به این هدف، لازم است که دانشگاهها و مراکز آموزشی با صنعت و بازار در ارتباط نزدیکتری قرار بگیرند و تدابیر لازم برای تغییر و بهروز رسانی سرفصلهای آموزشی را اتخاذ کنند.
علاوه بر این، باید به کیفیت آموزشهای فنی و حرفهای توجه ویژهای داشته باشیم. در بسیاری از موارد، نبود تجهیزات و منابع مناسب در مراکز آموزشی فنی و حرفهای، سبب کاهش کیفیت آموزشها و به تبع آن، افت کیفیت نیروی کار میشود. این موضوع میتواند به طور مستقیم بر نرخ اشتغال دانشآموزان تاثیر منفی بگذارد. بنابراین، سرمایهگذاری در این حوزه و بهروزرسانی تجهیزات آموزشی میتواند یکی از عوامل تعیینکننده در تحقق این هدف باشد.
مشکل دیگر، عدم آگاهی جوانان از فرصتهای شغلی و مسیرهای شغفی مرتبط با رشتههای فنی و حرفهای است. در بسیاری از موارد، نوجوانان و جوانان به دلیل عدم اطلاع کافی از بازار کار و زمینههای شغلی موجود، قادر به انتخاب رشته مناسب نیستند. لذا، نهادهای آموزشی باید برنامههای مشاورهای و کاریابی موثری را برای دانشآموزان ترتیب دهند تا آنها را با فرصتها و چالشهای بازار کار آشنا کنند.
عواملی چون فرهنگ کار، حمایت از کارآفرینی و ایجاد فضای مناسب برای کسبوکارهای کوچک نیز در تحقق هدف ۷۰ درصدی اشتغال اثرگذارند. بهبود شرایط اقتصادی و رفع موانع قانونی برای راهاندازی کسبوکارهای جدید میتواند به افزایش فرصتهای شغلی برای فارغالتحصیلان فنی و حرفهای کمک کند.
در نهایت، برای رسیدن به هدف ۷۰ درصدی اشتغال دانشآموزان فنی و حرفهای، لازم است که همه نهادها و ارگانهای مربوطه دست به دست هم دهند و با همکاری و همافزایی، زمینهساز ایجاد یک نظام آموزشی کارآمد و متناسب با نیازهای بازار کار شوند. از این رو، این هدف میتواند در افق زمانی مشخص، نه تنها به عنوان یک آرزو، بلکه به عنوان یک دستاورد واقعی و ملموس در عرصه آموزش و ارتقاء سطح زندگی جوانان ایرانی تبدیل گردد.