عنوان: در دنیای پرتنش امروز، سکوت یا بیحزبگرایی؛ انتخابی دشوار
در عصر حاضر، جهانی شاهد تغییرات چشمگیر و تنشهای جدی است؛ موضوعاتی که به سرعت در حال شکلگیری و تحول هستند. روزنامه اطلاعات، یکی از قدیمیترین و معتبرترین نشریات کشور، در تحلیلی عمیق به بررسی مفهوم بیحزبگرایی و سکوت در برابر بحرانها و جنجالهایی میپردازد که امروزه بسیاری از جوامع به آن دچار شدهاند.
بیحزبگرایی به معنی نداشتن وابستگی به هیچ حزب سیاسی خاص، اصولگرایی و یا گرایش به هیچ یک از جریانات موجود است. این پدیده به ویژه در دورانهای پرتنش و بحران، معنا و اهمیت بیشتری پیدا میکند. در یک جامعه که تحت فشارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی قرار دارد، بیحزبگرایی میتواند به عنوان یک واکنش طبیعی به جنجالهای مداوم معرفی شود. اما سوال اینجاست که آیا سکوت در برابر این بحرانها نشان از هوشمندی است یا فشاری برای عدم اعتراض و کنشگری؟
طی سالهای اخیر، ما شاهد بروز تنشهای اعتراضی در کشورهای مختلف بودهایم. از اعتراضات جلیقهزردها در فرانسه تا جنبشهای اجتماعی در ایالات متحده و ناآرامیهای سیاسی در ایران. این وقایع نشاندهندهی آن است که مردم در جستوجو و خواستههایی مشخص از دولتهای خود هستند. حال در این میانه، کسانی که بیحزبگرا یا ناخنکوب به مسائل اجتماعی و سیاسی میباشند، در کجای این معادله قرار میگیرند؟
نگاهی به تاریخ نشان میدهد که بیحزبگرایی میتواند به دو شکل مثبت و منفی تفسیر شود. از یک سو، ممکن است فردی به دلیل تجارب تلخی که از فعالیتهای سیاسی یا حزبی کسب کرده، خود را از این فضا دور نگه دارد و ترجیح دهد سکوت کند. از سوی دیگر، در مواقعی نیز ممکن است این سکوت به معنای عقبنشینی از مسئولیتهای اجتماعی و عدم مشارکت در فرآیندهای سیاسی تلقی شود.
در ایران، به عنوان کشوری با تاریخ غنی و پیچیده سیاسی، بیحزبگرایی به وضوح مشاهده میشود. نمایندگان مجلس، فعالان اجتماعی و حتی شخصیتهای علمی و فرهنگی، هر کدام در موقعیتهای مختلف به شکلی خاص به این بیحزبگرایی اشاره کردهاند.
برای مثال، ابراهیم رئیسی، رئیسجمهور ایران، در طی سخنرانیهای خود بر ضرورت همدلی و اتحاد میان مردم تأکید کرده و از عدم تقسیم جامعه به بلوکهایی بر اساس گرایشهای سیاسی ابراز نگرانی کرده است.
در این راستا، فاطمه زهرا معتمد، یکی از فعالان حقوق بشر، به سکوت معنادار برخی از نهادهای اجتماعی نسبت به وقایع اجتماعی اخیر اشاره کرده و تأکید دارد که این سکوت میتواند به نوعی نرمش در برابر بحرانهای اجتماعی باشد. او معتقد است که بیتفاوتی در برابر معضلات جدی اجتماعی میتواند عواقب سنگینی به همراه داشته باشد.
جالب است که در دنیای مجازی نیز بیحزبگرایی و سکوت یک پدیده شناختهشده است. بسیاری از کاربران در شبکههای اجتماعی از ابراز نظر در مورد موضوعات حساس اجتماعی و سیاسی خودداری میکنند. این امر به نوعی نشاندهنده ترس از عواقب فردی و اجتماعی ناشی از ابراز عقیده است. در فضای مجازی، کاربرانی که به کاوش در مسائل اجتماعی میپردازند، اغلب با حملات و واکنشهای منفی مواجه میشوند، که خود دلیلی بر عدم تمایل به فعالیت در این عرصه میشود.
در نهایت، باید توجه داشت که سکوت و بیحزبگرایی تنها مسیرهای مطرح برای مواجهه با تنشهای اجتماعی نیستند. در دنیای پیچیده و پر از تغییرات امروز، کنشگری مثبت و تعهد به مسئلههای اجتماعی و سیاسی میتواند به حقیقتی تبدیل شود که نه تنها به بهبود وضعیت موجود کمک کند، بلکه نسلهای آینده را نیز از آثار تلاشهای امروز بهرهمند خواهد کرد.
در این فرآیند، نیاز به همفکری و همپیمانی میان گروههای مختلف اجتماعی برای جلوگیری از بحرانهای جدی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بیش از پیش احساس میشود. اگر چه بیحزبگرایی و سکوت میتواند به عنوان یک واکنش به جنجالهای روز افزون قلمداد شود، اما این باید به دوی دردناک تبدیل شود که به سمت گفتگو و همکاری برای دستیابی به یک جامعه بهتر منجر گردد.