مردم به طور روزانه بیش از 730 کیلومتر بیشتر از حد نیاز خود راه میروند و این واقعیت نگرانکنندهای است که نیاز به توجه و برنامهریزی دقیق دارد. زندگی مدرن و شتابان امروزی به گونهای پیش رفته که افراد در بسیاری از موارد بدون توجه به زمان و صرف نظر از مصرف انرژی، به فعالیتهای روزمره خود ادامه میدهند.
این پدیده همچنین میتواند به دلیل فشارهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی موجود در جامعه باشد که باعث میشود مردم برای تأمین نیازهای خود و در برخی مواقع برای پیشرفت شغلی و اجتماعی، بیش از حد در تردد و تلاش باشند. افرادی که ممکن است زمان کمتری را به استراحت و تفریح اختصاص دهند و به همین دلیل، مسیرهای طولانیتری را برای انجام کارها یا رسیدن به محافل اجتماعی طی کنند.
موضوع بحث ما ابعاد مختلف این پدیده را مورد بررسی قرار میدهد و از آنجا که سه سال پیش در این باره صحبت میکردیم، بسیاری از کارشناسان و حتی برخی از رسانهها این نظریه را تنها یک ایدهی خیالی و فرار از واقعیت میدانستند. اما با گذشت زمان و افزایش آمار تردد افراد، این واقعیت به یک حقیقت غیرقابل انکار تبدیل شده است. در گذشته، نقدهای تندی به این ایده شده بود، به طوری که برخی میگفتند “دارید روی آسمان پرواز میکنید” و این امر را غیرقابل تصور میدانستند. اما حالا با شواهد موجود، لازم است به طور جدیتر به این مسأله پرداخته شود.
شواهد مبتنی بر آمار و اطلاعات پردازش شده نشان میدهند که بسیاری از مردم برای انجام کارهای روزمره خود، به طور غیرضروری و شاید بیش از حد، هزینه و زمان صرف میکنند. طی یک تحقیق جدید، مشخص شده است که متوسط مسافتی که افراد در طول روز طی میکنند، از حد مطلوب فراتر رفته و این موضوع میتواند علامتهای هشداردهندهای از افزایش استرس و خستگی در زندگی روزمره افراد باشد.
علاوه بر این، رفتارهای اجتماعی نیز تأثیر زیادی در این پدیده دارند. بهویژه در کلانشهرها، سیستمهای حملونقل عمومی به گونهای طراحی نشدهاند که بتوانند پاسخگوی نیازهای روزافزون شهروندان باشند و این امر موجب میشود که مردم به استفاده از وسایل نقلیه شخصی یا حتی پیادهرویهای طولانی تن دهند.
بسیاری از متخصصان حوزه روانشناسی اجتماعی بر این موضوع تأکید دارند که کندی زندگی و استرس روزمره میتواند تأثیرات منفی بر روی سلامت روان و جسم افراد داشته باشد. لذا جا دارد که بهطور جدی به راهکارهایی جهت کاهش فاصلهای که به طور غیرضروری طی میشود، پرداخته شود.
آیا نمیتوانیم با برنامهریزیهای مناسب و طراحی سیستمهای جامعتر، زمان و انرژی افراد را بهینهتر کنیم؟ آیا نیاز نیست که طرز فکر جامعه را به سمت گذراندن اوقات فراغت و استفاده بهینه از زمان سوق دهیم؟ یکی از راهکارهای عملی میتواند توسعه مسیرهای پیادهروی، بازسازی ناوگان حملونقل عمومی و فرهنگسازی برای استفاده از این امکانات باشد.
این موضوع نیازمند همکاری مشترک نهادها و سازمانهای دولتی، خصوصی و مردمی است و با همتی جمعی میتوان به بهینهسازی سبک زندگی و کاهش زمان طی شده بین دو نقطه دست یافت. در این راستا، میتوان با استفاده از فناوریهای نوین و ابتکارات جدید، به کاهش فاصلهها و تقلیل زمان تردد افراد کمک کرد.
با توجه به همهی این نکات، به نظر میرسد که گفتوگوها و اقدامات در این زمینه باید هرچه سریعتر به مرحلهای عملیاتی برسند تا کیفیت زندگی شهروندان بهبود پیدا کند و آنها بتوانند زمان بیشتری را در کنار خانواده و عزیزان خود سپری کنند. بنابراین ضروری است که در راستای اجرای این ایدهها، به پیادهسازی یک برنامه جامع و کارآمد توجه خاصی شود تا این فاصله 730 کیلومتری روزمره را به حداقل ممکن کاهش داد.