انتصاب جنجالی سرپرست جدید مرکز ملی ذخایر ژنتیکی و زیستی ایران
اخیراً انتصاب سرپرست جدید مرکز ملی ذخایر ژنتیکی و زیستی ایران (ماده) در فضای رسانهای و عمومی با حواشی و واکنشهای زیادی روبهرو شده است. این مرکز که به عنوان یکی از نهادهای مهم علمی و تحقیقاتی کشور در حوزه ذخیرهسازی و حفظ منابع ژنتیکی و زیستی شناخته میشود، نقش کلیدی در تامین اطلاعات و مواد اولیه برای پژوهشهای علمی و پزشکی ایفا میکند. از این رو، انتخاب مدیران و سرپرستان این نهادها همواره باید تحت دقت و بررسیهای دقیق انجام گیرد.
در روزهای اخیر، خبر انتصاب «دکتر علی موسوی» بهعنوان سرپرست جدید này مرکز، با انتقادات و نگرانیهای جدی از سوی کارشناسان و اعضای جامعه علمی روبرو شده است. این انتصاب بهلحاظ سوابق مدیریتی، شایستگی علمی و خطمشیهای اجرایی مورد انتقاد قرار گرفته و سوالاتی را در زمینه رویکردهای مدیریتی و آینده مرکز مطرح کرده است.
از یک سو، حامیان دکتر موسوی بر این باورند که وی با توجه به سوابق علمی و پژوهشی خود در رشته ژنتیک و زیستشناسی، میتواند تحولی مثبت در این مرکز ایجاد کند. همچنین، آنها به تجربیات مدیریتی وی در نهادهای مرتبط اشاره کرده و ادعا دارند که موسیوی میتواند مسیر توسعه و تعاملات بینالمللی مرکز را هموار کند. اما از سوی دیگر، منتقدان نسبت به عدم شفافیت در انتخاب وی و وابستگیهای سیاسی و اقتصادی وی به نهادهای خاص ابراز نگرانی کردهاند.
انتقادات عمدهای که علیه این انتصاب مطرح شده، به عملکرد پیشین دکتر موسوی در پروژههای علمی و مدیریتی برمیگردد. برخی از متخصصان و پژوهشگران میگویند که وی در گذشته نتوانسته است بهطور قابلقبول نتایج مثبتی را در پروژههای تحقیقاتی خود بهدست آورد و به همین دلیل جامعه علمی درباره تواناییهای مدیریتی وی تردیدهایی دارند. از سوی دیگر، برخی افراد نیز با انتقاد از فقدان دعالت در روند انتخاب و انتصاب وی، از مسئولان مربوطه خواستهاند تا روندهای تصمیمگیری بیشتری را بهویژه در مورد انتصابهای کلیدی و حساس در نظر بگیرند.
بسیاری از فعالان و کارشناسان با انتشار بیانیههایی، خواستار شفافیت بیشتر در روند انتخاب مدیران این مراکز علمی شدند. آنها بر این باورند که در یک سیستم علمی، مناقشات سیاسی نباید بر اساسگذاریهای اساسی و مهم علمی سایه بیفکنند. این انتصابات نه تنها بر روی سیاستهای تحقیقاتی و علمی تاثیرگذار است، بلکه میتواند بر روی آینده نسلهای آینده نیز اثرات جدی بهجای بگذارد.
در این زمینه، نقشهراههای استراتژیک و استفاده بهینه از ذخایر ژنتیکی و زیستی کشور، نیازمند مدیریتی مدبرانه، کارآمد و با رویکردهای تخصصی است. کارشناسان تأکید دارند که این مرکز باید در راستای حفاظت از تنوع زیستی و توسعه پایدار کشور عمل کند و در این مسیر، همکاریهای بینالمللی و جذب سرمایهگذاریهای خارجی نیز از اهمیت بالایی برخوردارند.
با وجود این حواشی و جنجالها، مرکز ملی ذخایر ژنتیکی و زیستی ایران بهعنوان یک نهاد کلیدی، در حال حاضر در معرض تغییرات مدیریتی و راهبردی قرار دارد که میتواند تاثیرات گستردهای بر روی پژوهشهای علمی و توسعه فناوریهای نوین در کشور داشته باشد. لذا این تغییرات و نحوه مدیریت آن حائز اهمیت ویژهای است و توجهات بیشتری را از طرف جامعه علمی و عمومی میطلبد.
در پایان، امید است که مسئولان وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و دیگر نهادهای مرتبط با اتخاذ رویکردهای شفاف و مبتنی بر شایستهسالاری، گامی موثر در جهت رسیدن به اهداف علمی و پژوهشی کشور بردارند و نگرانیها و انتقادات موجود را با تدابیر مناسب برطرف نمایند. در دنیای امروز که علم و فناوری به عنوان محور توسعه کشورهای پیشرفته مطرح هستند، ثبات و ساماندهی در امور علمی و مدیریتهای کلیدی از ضروریات بهشمار میآید.