در پی تصمیم جدید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، تخصیص ۲۷ میلیارد تومان برای خرید کتب تخصصی خارجی به عنوان یک طرح مهم و قابل تامل در حوزه آموزش عالی کشور اعلام شد. این اقدام، به نوعی بازتابدهنده چالشهای جدی است که نظام آموزشی ایران با آن مواجه است. سوالات متعددی در این زمینه مطرح میشود؛ آیا آینده دانشگاههای ایران در گرو واردات علم و دانشنامههای خارجی است؟ و آیا این رویکرد میتواند به بهبود کیفیت آموزش در کشور منجر شود یا آنکه وابستگی به منابع خارجی را تشدید میکند؟
تخصیص این اعتبار تحت عنوان “تأمین منابع علمی برای ارتقاء کیفیت آموزشی” از سوی وزیر علوم، دکتر محمدعلی زلفیگل، مطرح گردید. این اقدام به دنبال دغدغههای گستردهای از بابت کمبود منابع علمی و کتب تخصصی بهروز در دانشگاهها صورت میگیرد. بسیاری از استادان و دانشجویان از عدم دسترسی به کتب و منابع علمی معتبر گلایه دارند و معتقدند که در صورت نبود این منابع، مسیر آموزش و تحقیق با موانع جدی مواجه خواهد شد.
مدتهاست که موجی از نگرانی در میان فعالان آموزشی ایجاد شده است که آیا همچنان باید به واردات این منابع تکیه کنیم یا زمان آن فرا رسیده است که به سمت تولید علم داخلی حرکت کنیم؟ در حالی که این اقدام میتواند به کوتاهمدت به بهبود سطح علمی دانشگاهها کمک کند، اما در بلندمدت این مشکل را حل نخواهد کرد. بلکه ممکن است وابستگی بیشتری به منابع خارجی را به دنبال داشته باشد.
مخالفان این طرح بر این باورند که تکیه بر کتب و منابع خارجی، به نوعی نادیده گرفتن قابلیتها و توانمندیهای علمی داخلی است. از آنجایی که تولید علم و منابع علمی در داخل کشور نیازمند سرمایهگذاری و نهادینه شدن پژوهشهای بنیادین است، صرف هزینههای هنگفت برای واردات کتب تخصصی، راهکار مناسبی به نظر نمیرسد. در واقع، این اقدام ممکن است نظام آموزشی کشور را به یک الگوی صرف اقتصادی تبدیل کرده و روند خودکفایی علمی را به تأخیر اندازد.
با توجه به بیانات مقامهای دولتی و کارشناسان آموزشی، میتوان به این نکته اشاره کرد که در بسیاری از کشورها، به خصوص در کشورهای پیشرفته، سرمایهگذاری روی تولید محتوا و تألیف کتب علمی توسط نهادهای علمی و دانشگاهی از اهمیت ویژهای برخوردار است. این کشورها به دنبال تقویت زیرساختهای آموزشی داخلی و ایجاد فضایی مناسب برای پژوهش و نوآوری هستند. بنابراین، به جای اتکا به منابع خارجی، باید تلاش کنیم تا تولیدات علمی داخلی را ارتقا دهیم.
علاوه بر این، خرید کتب خارجی آن هم به مدت معین، قابل بحث است. آیا اجرای این طرح تنها دغدغهای موقتی را برطرف میکند یا میتواند نقطه عطفی در تحول نظام آموزشی کشور به شمار آید؟ این پرسشها نیازمند بررسیهای عمیقتر و برگزاری نشستهای تخصصی میان دانشگاهیان، پژوهشگران و برنامهریزان آموزشی است.
از آنجایی که در عصر اطلاعات، نیاز به دسترسی سریع و آسان به منابع علمی روز دنیا بیش از پیش احساس میشود، وزارت علوم باید به این نکته توجه داشته باشد که علاوه بر خرید کتب خارجی، بایستی زیرساختهای دیجیتال و پلتفرمهای علمی در کشور را نیز تقویت کند. ارائه دسترسی به پایگاههای داده و نشریات بینالمللی میتواند به دانشجویان و پژوهشگران کمک کند تا به روزترین اطلاعات را در دسترس داشته باشند و همچنین از صرف هزینههای اضافی برای خرید کتب فیزیکی جلوگیری شود.
در نهایت، باید خاطرنشان کرد که ایجاد تعادل میان واردات علم و تولید علم داخلی، یکی از چالشهای جدی نظام آموزشی ایران است. با توجه به تحولات جهانی و نیازهای روزافزون جامعه علمی، میطلبد که مسئولان مربوطه با راهبردی دقیق، به بررسی و ارزیابی این طرح و دیگر طرحهای مشابه پرداخته و در جهت تقویت زیرساختهای علمی و آموزشی کشور گام بردارند.
