– سال 1997، آمریکا، ساعت 2 بعد ازظهر….
بدون هیچ مقدمه ای این جمله را گفت و سپس یک فیلم را از طغیان رودخانه و شکست یکی از سدهای بزرگ آمریکا روی پروژکتور به نمایش گذاشت.
این خاطره کوتاه مربوط به شروع یکی از بیاد ماندنی ترین سخنرانی هایی است که تا کنون در آن بوده ام. با اینکه بحث بسیار تخصصی و خسته کننده بود و مربوط به عوامل شکست یکی از سد های آمریکا می شد، با اینکه ارائه کننده، یک سخنران نه چندان خوب و حتی کمتر از متوسط بود، با اینکه مکان سخنرانی یک جای تقریباً مزخرف بود و با اینکه حتی اسم سد را هم اکنون به یاد ندارم، اما این سخنرانی به قدری خوب و غیرمنتظره شروع شد که من و سایر حضار را تا انتها میخکوب کرد. مهمتر اینکه، با وجود گذشت تقریباً 9 سال از آن روز و با وجود اینکه در این مدت در سخنرانی های جذاب بسیاری شرکت کرده ام، اکنون که شروع به نوشتن این مقاله کردم و خواستم یکی از جذاب ترین جملات شروع سخنرانی را به یاد آوردم، ناخودآگاه یاد آن سخنرانی افتادم! بله! جملات شروع سخنرانی، می تواند چنین تاثیری در مخاطب شما بگذارد، حتی اگر باقی سخنرانی تان را چندان تاثیر گذار ادامه ندهید.
یکی از سوالاتی که همکارانم بسیار زیاد در تیکت های سایت ارتقا دریافت می کنند مربوط می شود به نحوه طراحی جملاتی برای شروع سخنرانی. البته سوال بسیار خوبی هم هست. چرا که همانطور که گفتم یک سخنرانی تاثیر گذار، جملات آغازین بسیار دقیق و طراحی شده ای دارد. به همین خاطر تصمیم گرفتم مقاله ای بنویسم در باب جملاتی که برای شروع سخنرانی تاثیر گذار، می تواند مفید باشد و در آن خوانده ها و تجربیاتم را از سخنرانی های خودم و سخنرانی هایی که در آن شرکت کرده ام به اشتراک بگذارم.

جملات آغازین برای سخنرانی
خوب معمولاً عادت ندارم مقدمه را زیاد کش دهم. مستقیم می روم سراغ اصل مطلب. در اینجا هشت روش برای شما معرفی می کنم که با استفاده از آن ها و با در نظر گرفتن موضوع سخنرانی تان می توانید جملاتی تاثیر گذار برای شروع سخنرانی خود طراحی کنید و مهمتر از آن یک سخنرانی متفاوت داشته باشید.
نقل قول یا سخن بزرگان به عنوان جملاتی برای شروع سخنرانی
این یکی از روش های مورد علاقه من هست. اکنون چند سخنرانی را به یاد دارم که سخنران با این روش سخنرانی خود را آغاز کرد. فرض کنید یک سخنرانی با موضوع «چالش های کارآفرینی» دارید. چقدر جذاب خواهد بود زمانی که در حال وارد شدن بر روی صحنه هستید، سخنرانی خود را با این جمله آغاز کنید:
– موفقیت، آسون نیست اما چیز خیلی خوبیه. حداقل توی کسب و کار. اگه آسون بود همه می تونستن انجامش بدن. اونوقت رقابت برای شما بسیار ظالمانه بود…
این جمله ی David Fairweather یک مشاور کانادایی هست. البته پیشنهاد می کنم جملات آغازین سخنرانی خود را متناسب با مخاطبانی که در سخنرانی شما حضور دارند، انتخاب کنید. مثلا اگر افراد حاضر در سخنرانی شما از قشر بازاریان صنعت فرش هستند، می توانید یک جمله از آقای عظیم زاده –کارآفرین بزرگ صنعت فرش- برای شروع سخنرانی انتخاب کنید. حال اگر در آینده ی نزدیک، یک سخنرانی دارید و در حال طراحی جملاتی برای شروع سخنرانی تان هستید، احتمالاً این سوال در ذهنتان نقش بسته که چطور نقل قول بزرگان مرتبط با سخنرانی خودم پیدا کنم؟
نحوه یافتن نقل قول یا سخن بزرگان برای شروع سخنرانی
ساده است. گوگل! گوگل هر آنچه که بخواهید برایتان دارد. کافیست کلید واژه های درستی را در آن جستجو کنید. به عنوان مثال:
– سخن بزرگان ایرانی
– جملات حکیمانه از ابوعلی سینا
– سخن بزرگان در مورد موفقیت
– سخن بزرگان به عنوان جملاتی برای شروع سخنرانی
– سخن بزرگان در مورد عشق
– و ….
اگر هم مخاطبان شما از قشر افراد آکادمیک هستند و می خواهید جملاتی متفاوت را برای شروع سخنرانی خود پیدا کنید، پیشنهادم استفاده از کلمات کلیدی مشابه با موارد زیر در نوار جستجوی گوگل است:
– Quotes about …
– Best quotes about …
– Top quotes about…
البته شما به جای … در موارد بالا موضوع مد نظر خود را قرار دهید. مثلا اگر در مورد موفقیت به دنبال جملاتی برای شروع سخنرانی هستید میتوانید در گوگل کلمه کلیدی Quotes about success را جستجو کنید. البته یادتان باشد بجز موارد معدودی که مخاطبان شما کاملاً انگلیسی بلدند باید همه ی جملاتتان را به زبان فارسی نقل کنید.
«تصور کنید…» یک روش جذاب برای طراحی جملاتی برای شروع سخنرانی
«تصور کنید یک روز بسیار بد و خسته کننده را سپری کرده اید. به خانه می رسید و همسرتان بدون توجه به اینکه در چه حالی هستید، بلافاصله شروع به اعتراض می کند که چرا فلان چیز را یادت رفته است؟»
«تصور کنید» یک عبارت امری است و موقعی که از آن استفاده میکنید، مخاطب ناخودآگاه شروع به تصویر سازی می کند. و این یک خبر خوب است چرا که شما در همان ابتدای سخنرانی مخاطب را درگیر کرده اید! این مورد برای طراحی جملات آغازین سخنرانی یک روش بسیار فوق العاده است. مخصوصاً برای داشتن یک سخنرانی اقناعی! منظورم از سخنرانی اقناعی، سخنرانی هایی است که شما قرار است مخاطب را متقاعد کنید تا دست به یک اقدام بزند. مثلاً سخنرانی هایی که در آن قصد فروش محصول یا معرفی خدمات یا شرکت خود را دارید.
این روش، یک مزیت دیگر هم دارد. نیاز نیست کار خارق العاده ای برای استفاده از این روش در طراحی جملات شروع سخنرانی انجام دهید. کافیست یکی از نیاز های مخاطبتان را درک کنید و یک داستان خیالی در ذهنتان درست کنید و بعد از عبارت «تصور کنید» بیاورید. مثلا اگر قرار است یک سخنرانی برای معرفی یک کتاب در زمینه ارتباط موثر داشته باشید، یکی از نیازهایی که این کتاب می تواند آن را رفع کند در هنگام مواجهه با افراد زودرنج و عصبانی است. می توانید سخنرانی خود را با چنین جملاتی شروع می کنید:
– تصور کنید به شدت بی پول شده اید و برای استخدام به یک شرکت مراجعه می کنید. متوجه می شوید که متقاضی قبل از شما مدیر آن شرکت را بسیار عصبانی کرده است. این یک تهدید بسیار جدی است؛ چرا که می تواند منجر به عدم استخدام شما شود! اما یک فرصت بسیار خوب هم هست، اگر این مهارت را داشته باشید که دل مدیر را بدست آورید و او را آرام کنید. چگونه؟ این کتاب این مهارت را به شما یاد خواهد داد…
چقدر عالی خواهد بود اگر کتاب در دسترستان باشد و موقع گفتن آخرین جمله آن را بالا گرفته و به مخاطبانتان نشان دهید.
«چی میشد اگه…»
این هم یک روش جذاب مشابه با روش قبلی برای طراحی جملاتی برای شروع سخنرانی است. در این روش هم برای طراحی جملات شروع سخنرانی باید ابتدا نیازهایی را که محتوای سخنرانی شما از مخاطب را رفع می کند، مشخص کنید. جمله ای طراحی کنید که نشان دهد این نیاز رفع شده و آن را پس از عبارت «چی میشد اگه» در آغاز سخنرانی خود استفاده کنید. مثلاً اگر قرار هست یک سخنرانی با موضوع نحوه شرکت در جلسه مصاحبه شغلی داشته باشید، می توانید اینگونه سخنرانی خود را با چنین جمله ای آغاز کنید:
– چی میشد اگه هر جایی که برای مصاحبه می رفتین میتونستین هیئت مصاحبه کننده رو تحت تاثیر قرار بدین؟ چی می شد اگه میتونستین جوری توی مصاحبه شغلی ظاهر بشین که با اختلاف زیاد از سایر متقاضیان، نفر اول اون مصاحبه باشین و شغل دلخواه خودتون رو بدست بیارین….
داستان و خاطره بهترین گزینه برای طراحی جملات آغازین برای سخنرانی
داستان و مخصوصاً خاطره، اگر جذاب باشند می توانند از فیلتر های مغز عبور کرده و مخاطب را درگیر کنند! لایه ی دوم مغز که اصطلاحاً مغز عاطفی نام دارد بسیار علاقمند به محتوای داستانی است. در یک کلام، داستان و خاطره به عنوان جملاتی برای شروع سخنرانی، بسیار جذاب هستند. اما در مورد استفاده از داستان و خاطره به این موارد دقت کنید:
– داستان های واقعی مخصوصاً اگر مربوط به خودتان باشند، بسیار جذاب ترند.
– اگر داستان یا خاطره شما احساسی یا حاوی طنز باشد، بسیار دلنشین تر است.
– در گفتن داستان و خاطره نیاز نیست وارد جزئیات شوید اما سعی کنید صحنه پردازی و شخصیت پردازی شما به گونه ای باشد که فرد بتواند آن را برای خود تصور کند. به عنوان مثال در کلیپ زیر مهران غفوریان به بیان یک داستان با لحن طنازانه می پردازد آن را ببینید:
کلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپ
اکنون بار دیگر کلیپ بالا را ببینید اما این بار سعی کنید به دید الگوبرداری به مهارت مهران غفوریان در داستان گویی دقت کنید. همانگونه که دیدید او هیچ جزئیاتی در مورد پسردایی خود نگفت. چون اصلاً لازم نبود. اما آنجایی که محافظ هتل، مچ او را می گیرد، کاملاً از زبان بدن استفاده می کند تا مخاطب، صحنه ی واقعه را تصور کند و یا در مورد شخصیت فردی که در استخر دیده با جزئیات بیشتری حرف می زند.
– اگر از داستان گویی یا خاطره گویی برای طراحی جملات آغازین سخنرانی خود استفاده می کنید، حتما قبلا آن را برای چند نفر از دوستانتان تعریف کنید و از بازخوردی که از آن ها می گیرید، سعی کنید مهارت داستان گویی خود را تقویت کنید.
– یادتان باشد داستان باید بسیار کوتاه و مرتبط با موضوع سخنرانی تان باشد. از اطاله کلام بپرهیزید.
به جای ادای جملات، برای شروع سخنرانی خود از سکوت استفاده کنید!
چند روز پیش در یک سمینار شرکت کرده بودم. موضوع یکی از سخنران ها یک موضوع بسیار کلیشه ای بود. منتظر یک سخنرانی کلیشه ای و بدون محتوا بودم و البته خسته کننده! مخصوصاً که این سخنرانی جزو سخنرانی های آخر آن سمینار بود و حضار بسیار خسته بودند. اما وقتی سخنران وارد صحنه شد، اولین کاری که کرد یک سکوت در حد 30 ثانیه بود. سکوت ابتدایی سخنران و البته شروع او با یک داستان بعد از این سکوت، باعث شد تا آن موضوع بسیار کلیشه ای را تبدیل یک سخنرانی بسیار جذاب کند. به نظر من سخنرانی او بهترین سخنرانی آن سمینار بود با اینکه کاملاً مشخص بود سخنران در مورد حرفه ی سخنرانی و فن بیان و زبان بدن و ارتباط چشمی و در کل، حتی از اصول ابتدایی سخنرانی چیزی نمی داند! بعد از سمینار که از او در مورد سکوتش پرسیدم، جواب جالبی داد! گفت که آن سکوت از استرس بیش از حد او بوده! اما جالب است بدانید او ناخواسته یک تکنیک بسیار حرفه ای و جذاب را برای شروع سخنرانی انتخاب کرده است.
سکوت به اندازه دو تا 10 ثانیه، در ابتدای سخنرانی، به مخاطبان شما اجازه می دهد تا به شما توجه کنند. سکوت سالن سخنرانی را فرا میگیرد و البته مخاطب که انتظار دارد شما بلافاصله سخنرانی خود را شروع کنید با یک صحنه متفاوت روبرو می شود که توجه او را به شمای سخنران جلب می کند.
استفاده از آمار برای طراحی جملات آغازین سخنرانی
ارائه یک آمار تکان دهنده در جملات شروع سخنرانی می تواند بسیار برای مخاطبتان جذاب باشد. در یکی از سمینار ها که در مورد تاثیر منفی نگری در زندگی بود، سخنران بعد از ورود به سِن ابتدا یک سیگار از جیبش در آورد، آن را روشن کرد و شروع به کشیدن کرد. سپس جمله خود را با این جمله آغاز کرد. سیگار که همه از مضرات آن سخن می گویند تنها 3 سال از میانگین عمر افراد می کاهد اما منفی نگری به تنهایی، 10 سال از عمر آدمی کم می کند اما هیچ جا از آن سخن به میان نمی آید!
جالب بود، نه؟
ارائه یک جمله تکان دهنده در آغاز سخنرانی
این هم یکی دیگر از روش های طراحی جملات شروع سخنرانی است که مخاطب را در همان ابتدا در گیر می کند. اگر از این روش استفاده می کنید، مطمئن شوید که بعد از گفتن جمله یک سکوت یا مکث کوتاه داشته باشید. مثلا اگر قرار است یک سخنرانی از تاثیر رسانه ها در زندگی داشته باشید، می توانید جملات آغازین خود را اینگونه شروع کنید:
– شما بدبخت هستید…. شما بسیار بدبخت هستید….
(یک سکوت سه ثانیه ای)
– این حرفی است که رسانه ها دائم در گوش شما فرو می کنند!
جملاتی برای شروع سخنرانی با طرح یک یا چند سوال
یکی دیگر از روش هایی که در شروع سخنرانی تان می توانید برای درگیر کردن مخاطب استفاده کنید، استفاده از چند سوال است که نیاز های مخاطب را به چالش می کشد. به یاد دارم یکی از سخنرانی هایی که مربوط به روش های کسب موفقیت در زندگی بود، سخنران آن دکتر معظمی -که از اساتید بزرگوار بحث ارتقا فردی هستند-، بعد از ورود به سالن سخنرانی خود را اینگونه آغاز کردند:
– چند نفر در این جا به دنبال زندگی بهتر هستند؟
– چند نفر در اینجا به دنبال کسب درآمد بالای ده میلیون تومان در ماه هستند؟
– چند نفر در اینجا می خواهند رفاه بالایی در زندگی داشته باشند؟
جناب دکتر معظمی بعد از پرسیدن این سوال ها که همه افراد سالن دست خود را به نشانه تایید بالا می بردند، این جمله را گفتند:
– پس تبریک میگم! چون جای درستی اومدین….
حال تصور کنید پس از این سوال ها و پس از شنیدن جمله ی اطمینان بخش «پس جای درستی اومدین…»، مخاطب، چقدر درگیر سخنرانی خواهند بود؟ در حقیقت سخنران با این سوال هایی که مرتبط با نیاز فرد است همان ابتدا میخ محکمی بر افسار توجه مخاطب می کوبد و آن را در اختیار خود می گیرد.
چرا جملات شروع سخنرانی نباید با معرفی خودتان همراه باشد!
خوب تا اینجا من روش های جذاب طراحی جملات شروع سخنرانی را که می تواند یک سخنرانی به یاد ماندنی را برای شما به همراه داشته باشد، گفتم. احتمالاً بپرسید خوب من تا کنون یاد گرفته ام ابتدا با «به نام خدا» یا خواندن یک شعر و بعد با معرفی خودم، شرکتم و یا موسسه و ارگانی که از طرف آن ها برای سخنرانی آمده ام، شروع به سخنرانی کنم. اما در این مقاله هیچ حرفی از معرفی و شعر و … گفته نشد! خوب اجازه بدهید قبل از اینکه جواب شما را بدهم مقدمه ای کوتاه اما بسیار جالب از کارکرد مغز انسان به شما بگویم.
کارکرد مغز و جملات آغازین برای سخنرانی!
مقدمه اول: مغز انسان از سه لایه تشکیل شده است. با لایه های دیگر کاری ندارم اما درونی ترین لایه ی مغز، اسمش مغز خزنده یا مغز قدیمی است. وظیفه ی مغز خزنده حفظ بقای بدن است. این مغز در مواجهه با هر عامل بیرونی، اولین کاری که انجام می دهد این است که آنالیز کند آیا این عامل حفظ بقای بدن را به خطر می اندازد یا نه! اگر عامل، خطری برای بدن داشت، مغز به سایر اعضای بدن یک دستور می دهد: اگر می توانی از خودت دفاع کن اگر نمی توانی فرار کن! حال اگر عامل بیرونی، خطری برای شما نداشته باشد مغز خزنده به سایر اعضای بدن دستور می دهد: تا میتوانی انرژی خود را حفظ کن تا هنگام مواجهه با خطرات بعدی برای دفاع یا فرار، از آن انرژی استفاده کنی!
مقدمه دوم: بیرونی ترین لایه مغز یا همان قسمت چروک مغز که مشاهده می کنید، مغز منطقی نام دارد. این بخش از مغز با اینکه بسیار کوچک است، اما قسمت اعظم انرژی بدن شما را مصرف می کند! این لایه از مغز همان قسمتی است که به تفکر می پردازد و هر آموزش و یادگیری توسط این بخش از مغز صورت می گیرد. مغز خزنده که در مقدمه اول به آن اشاره شد، همواره در تلاش است تا مغز منطقیِ پرمصرف را از کار بیندازد. زیرا با این کار برای حفظ بقای بدن در مواقع بحرانی، انرژی ذخیره می کند.
خوب با این مقدمه ها برویم سراغ این سوال که جملات آغازین برای سخنرانی چرا می تواند بسیار مهم باشد و چرا نباید با معرفی خودمان و شرکتمان، تاثیر آن را از بین ببریم؟ تصور کنید به عنوان یکی از مخاطبان در سخنرانی شرکت کرده اید. به محض اینکه سخنران شروع به سخنرانی می کند، مغز خزنده شما آن را بررسی می کند که آیا حرف های سخنران برای حفظ بقای شما مفید است یا خیر؟ اگر مفید بود بلافاصله به مغز منطقی دستور می دهد که روشن شو و آنالیز کن که این سخنران چه می گوید تا در حفظ بقای بدن از آن استفاده کنیم. اما اگر مغز خزنده آنالیز کند که حرف های سخنران به حفظ بقای بدن کمکی نخواهد کرد، بلافاصله به سایر اعضای بدن و مخصوصاً مغز منطقیِ پرمصرف دستور می دهد که خاموش شوند تا کمترین میزان انرژی صرف شود. به عبارت دیگر، اگر مغز خزنده حرفهای سخنران را موثر تشخیص ندهد، به اعضای بدن دستور می دهد که بخوابند!
بحث اینجاست که مغز خزنده تنها با معیارهای خود می سنجد که آیا حرف های سخنران به درد بخورر هست یا نه! و احتمال دارد حرف های بدرد بخور سخنران را بدرد نخور تشخیص دهد و دستور خواب را صادر کند! احتمالاً برایتان خاطره ی آشنایی است، سخنرانی هایی را که با وجود محتوای خوب، شما در صندلی حضار با چشمانی باز به خواب رفته بودید!
خوب بنظر شما در آنالیز مغز خزنده، جملاتی که شامل نام و نام خانوادگی شما، بیوگرافی شما و شرکت و موسسه شماست، چه تهدیدی محسوب می شود؟ قبول دارید اگر جملات شروع سخنرانیتان با این موارد باشد مغز خزنده حضار بلافاصله دستور خواب را صادر خواهد کرد؟
اکنون متوجه تاثیر جملات آغازین سخنرانی شدید؟ اگر به عنوان یک سخنران، جملات شروع سخنرانی شما نتواند مغز خزنده ی حضار را متقاعد کند که برای آن ها مفید هست، بلافاصله مغز دستور خواب با چشمان باز را برای مخاطبانتان صادر می کند! البته این حرف به این معنی نیست که شما نباید هیچ گاه سخنرانی خود را با معرفی خودتان آغاز کنید. بسیاری از مواقع جَوِ سخنرانی به گونه ایست که شما باید با همان روش معمول و با معرفی خودتان شروع به صحبت کنید. اما اگر موقعیت این را داشتید که جملات متفاوتی برای شروع سخنرانی به کار ببرید، پیشنهاد می کنم یکی از روش هایی که در بالا گفته شد برای طراحی جملات شروع سخنرانی خود استفاده کنید و بعد از درگیر کردن ذهن مخاطب به معرفی خودتان بپردازید. به عنوان مثال یکی از سخنرانی های من که برای مدیران یک موسسه در موضوع «استخدام کارمندان عالی» بود بدین گونه شروع شد:
– چند نفر از شما تا کنون کارمندانی استخدام کردین که روز مصاحبه خیلی خوب بودن اما بعد از اینکه استخدام شدن متوجه شدین این آدم انگار همونی نیست که روز مصاحبه بوده؟
– چند نفر از شما الان در مجموعه تون کارمندانی دارین که از لحاظ اخلاقی بسیار موجه هستند اما تو کار، شما رو کلافه می کنن؟
– چند نفر از شما در حال حاضر که کشور پر شده از افراد بیکار، از پیدا کردن یه کارمند مناسب و خوب عاجز هستین؟
– (سکوت چند ثانیه ای)
– من پویا معتمدی هستم، مدرس و مشاور مهارت های ارتقا فردی و مدیریتی. قول می دم امروز بعد از این 3 ساعتی که در خدمت شما خوام بود کمتر با چنین مشکلاتی مواجه بشین…