حاکمیت یا نفوذ؟ چالشهای گزنده برنامه 2030 در تحولی بنیادین آموزش و پرورش
آموزش و پرورش به عنوان یکی از ارکان اساسی هر جامعه، همواره در محوریترین مباحث سیاسی، اجتماعی و فرهنگی قرار داشته است. برنامه 2030 که به منظور توسعه پایدار آموزشی در سطح جهانی تدوین شده است، در ایران نیز به عنوان یک چالش بنیادین مورد توجه قرار گرفته است. این برنامه که توسط سازمان ملل متحد به تصویب رسیده، هدف خود را بهبود کیفیت آموزش و پیشرفت در ابعاد مختلف آموزشی اعلام کرده است. اما در عین حال، اجرای آن با چالشهای متعددی روبرو است که ضرورت درک دقیق آنها را ایجاب میکند.
اهمیت برنامه 2030 در آموزش و پرورش کشورهایی نظیر ایران، به دلیل تأثیرات مستقیماش بر نظام آموزشی و فرهنگ ملی، غیرقابل انکار است. این برنامه به منظور ارتقاء سطح کیفیت آموزشی، کاهش نابرابریها و افزایش دسترسی به آموزش برای تمامی گروهها طراحی شده است. با این حال، برخی نگرانیها نسبت به نفوذ خارجی و از بین رفتن هویت فرهنگی و ملی به واسطهی اجرای آن وجود دارد؛ مسائلی که نیازمند توجه و بررسی دقیق هستند.
در بررسی چالشها و فرصتهای برنامه 2030 در ایران، دو بُعد اصلی حاکمیت و نفوذ مطرح میشود. در بُعد حاکمیت، حمایت از منافع ملی و تأکید بر اصلهای فرهنگی و آموزشی هر جامعهای، جزء مهمی از سیاستهای آموزشی است. از این رو، بسیاری از کارشناسان و مسئولان آموزشی بر این باورند که باید هدف اصلی برنامه 2030، تقویت هویت ملی و فرهنگی ایرانیان باشد و به هیچوجه نباید منجر به تضعیف ارکان حاکمیتی کشور گردد.
ایران به عنوان کشوری با پشتوانه تاریخی و فرهنگی غنی، نیازمند روشهای نوین آموزشی است که ضمن مدرنسازی، به تأکید بر هویت ملی بپردازد. با توجه به زمینههای فرهنگی و اجتماعی، هرگونه تحول در نظام آموزشی باید با نظارت دقیق و محلیسازی محتوا و روشها صورت گیرد. به عبارت دیگر، لازم است که سیاستگذاران با در نظر گرفتن ملاحظات فرهنگی و دینی، از مشاورههای محلی و نظرات صاحبنظران این حوزه بهرهبرداری کنند.
از سوی دیگر، در بُعد نفوذ، نگرانیهای جدی نسبت به تأثیرات جهانی و سراسری برنامههای بینالمللی وجود دارد. برخی معتقدند که پیوستن به چنین برنامههایی ممکن است به تضعیف فرهنگ و سنتهای بومی منجر شود. در واقع، مقامات ایرانی و متخصصان آموزش و پرورش باید به این نکته توجه داشته باشند که استفاده از تجربیات و دانش جهانی نباید به حذف یا فروکاسته شدن اصول و ارزشهای فرهنگی و آموزشی کشور بینجامد.
از این رو، ضروری است که برنامه 2030 بهگونهای طراحی و اجرا شود که نهتنها به ارتقاء کیفیت آموزش کمک کند، بلکه به حفظ و تقویت هویت ملی، اصول اسلامی و فرهنگی بپردازد. باید به عوامل انسانی، اجتماعی و بومی در این زمینه توجه ویژهای شود. لازم است که به نظرات والدین، معلمان و دانشآموزان در فرایند اجرای این برنامه بها داده شود و فرآیند مشاوره عمومی و بازخوردها بهجدی در دستور کار قرار گیرد.
جمعبندی این مباحث، نشان میدهد که برنامه 2030 به عنوان یک چارچوب مهم در رشد و توسعه نظام آموزشی ایران، میتواند جان تازهای به این نظام ببخشد، مشروط بر آن که با دقت، حساسیت و به دور از هرگونه نفوذ بیرونی، مورد ارزیابی و بهرهبرداری قرار گیرد. برای دستیابی به موفقیت در این زمینه، ضرورت دارد که حاکمیت ملی و اصول فرهنگی بهعنوان محورهای اساسی مورد توجه قرار گرفته و از همگرایی بین محتوای برنامه و نیازهای محلی بهرهبرداری شود. تنها در این صورت است که میتوان به اهداف آموزشی و توسعهای برنامه 2030 دست یافت و از چالشهای موجود به عنوان فرصتی برای تحول بنیادین در نهاد آموزش و پرورش استفاده کرد.