آینده درویش معلق؛ آیا بانکها واقعاً مسئولیت باشگاهداری را بر عهده بگیرند؟
در دنیای امروز، مدیریت ورزش یکی از چالشههای اصلی برای بسیاری از باشگاههای فوتبال و ورزشی به شمار میآید. برخی از این باشگاهها به دلیل عدم توانایی مالی به ورطه ورشکستگی نزدیک میشوند، در حالی که دیگران با بهرهبرداری از منابع مختلف، تلاش میکنند تا در سطح بالای ورزشی باقی بمانند. یکی از پرسشهای چالشبرانگیز در این زمینه، این است که آیا مؤسسات مالی و بانکها میتوانند و باید بر عهدهدارندههای مسئولیت باشگاهداری قرار بگیرند یا خیر.
مسئله بینالمللی در مورد واگذاری مسئولیتهای باشگاهداری به بانکها نه تنها در ایران، بلکه در بسیاری از کشورهای جهان نیز مطرح است. به عنوان نمونه، در کشورهایی چون انگلیس، ایتالیا و اسپانیا، برخی از باشگاهها با همکاری بانکها توانستهاند مسیر توسعه و پیشرفت را طی کنند. در این راستا، سوالات و نگرانیهایی نیز مطرح میشود؛ آیا بانکها واقعاً در توانایی مدیریت باشگاهها موفق خواهند بود؟ آیا آنها به اندازه کافی به معضلات و چالشهای موجود در دنیای فوتبال آگاه هستند؟
موضوعی که در این زمینه باید به آن توجه کرد، عدم تخصص و تجربه بانکها در زمینههای ورزشی و مدیریت باشگاههاست. در حالی که بانکها بهخوبی میتوانند در امور مالی و اقتصادی عمل کنند، اما چالشهای خاص ورزش، شامل مدیریت منابع انسانی، استراتژیهای تبلیغاتی و روابط با هواداران، نیاز به تخصص و دانش خاصی دارد که قطعاً بانکها به تنهایی قادر به ارائه آن نخواهند بود.
درویش، یکی از چهرههای کلیدی در حوزه ورزش کشور، به چالشهای کنونی در باشگاهداری اشاره کرده و معتقد است که باید زمینههای بهتری برای مدیریت صحیح باشگاهها فراهم شود. او بر این باور است که تنها تکیه بر بانکها و نهادهای مالی نمیتواند راهگشای مسائل کنونی باشد.
از سویی دیگر، در کشورهای مختلف، انواع مختلفی از مدلهای اقتصادی در باشگاهها دنبال میشود. برخی از باشگاهها به جذب سرمایهگذاران خصوصی روی آوردهاند و به نظر میرسد این مدل بیشتر از تمامی نهادهای دولتی و خصوصی موفق عمل کرده است. در ایران، با توجه به تنگناهای اقتصادی و مشکلات ساختاری، این ایده که بانکها به عنوان نهادهای مالی بتوانند به سلامت مالی باشگاهها کمک کنند، سوالبرانگیز است.
در همین راستا، تحلیلگران اقتصادی معتقدند که ساختارها و سیاستهای ورزشی باید به گونهای طراحی شوند که بانکیها به عنوان کمککنندگان مالی عمل کنند، نه مدیران اجرایی باشگاهها. این فرمول ترکیبی میتواند به باشگاهها کمک کند تا از یک سو از حمایت مالی بهرهمند شوند و از سوی دیگر خود در مسیر درست مدیریت قرار گیرند.
مسئله دیگری که در این زمینه مطرح میشود، وابستگی باشگاهها به کاهش درآمدهای ورزشی ناشی از مسائل مربوط به شیوع ویروس کروناست. در دوران همهگیری، بسیاری از باشگاهها با بحرانهای مالی جدی روبهرو شدند و این موضوع دیوانگی از نظر مالی در باشگاهداری را به تصویر کشید. در این شرایط، یعنی با تحمیل فشارهای مالی بیشتر بر روی باشگاهها، آیا هنوز هم میتوانیم به مسئولیتپذیری بانکها در این زمینه امیدوار باشیم؟
از سوی دیگر، برخی از طرفداران و اعضای خانوادههای فوتبال بر این باورند که گسترش سرمایهگذاری بانکها میتواند موجب بهبود زیرساختهای ورزشی در کشور شود. این باور از آنجا نشئت میگیرد که با ورود بانکها به میدان باشگاهداری، منابع مالی بیشتری به جریان خواهد افتاد و در نتیجه، امکانات و تجهیزات بهتری برای جوانان و ورزشکاران فراهم میشود. این دیدگاه نشاندهنده تلاشی است که برای بهبود وضعیت ورزش کشور در میان مشکلات اقتصادی وجود دارد.
در نهایت، تحقق اهداف ورزشی نیازمند همکاری مؤثر تمام نهادها و سازمانها است. بانکها میتوانند نقش مهمی در تأمین مالی داشته باشند، اما برای موفقیت در این عرصه، ضرورت دارد تا زمینههای تخصصی و خبره در مدیریت باشگاهها به کار گرفته شود. بدون شک هرگونه تصمیمگیری باید با دقت و تفکر دقیق همراه باشد و باید توجه داشت که استفاده از منابع مالی به تنهایی نمیتواند به موفقیتهای پایدار منجر شود. ضروری است که در کنار آن، به مدیریت صحیح، استراتژیهای اقتصادی و همچنین توجه به حقوق و منافع هواداران و جامعه نیز توجه ویژهای داشته باشیم.
با توجه به شرایط کنونی و نیاز مبرم به اصلاحات ساختاری در سیستم ورزشی کشور، باید پرسشهایی جدی پیرامون نقش بانکها در باشگاهداری مطرح شود. در این راستا، همگان باید به این حقیقت توجه داشته باشند که آینده درویش معلق، تنها با همکاری صادقانه و متقابل نهادهای مختلف میسر خواهد بود و این ترکیب میتواند آیندهای روشن برای ورزش کشور به ارمغان آورد.