مجتبی کارنامی، فعال اجتماعی و پژوهشگر حوزه کودکان کار، در گفتوگویی به اهمیت فقدان آمار دقیق در خصوص کودکان کار و تأثیرات آن بر جامعه اشاره کرد و مطرح کرد که آیا مقامات و مراجع مسئول در این زمینه، به واقع در مقابل مافیاهای احتمالی سکوت کردهاند یا خیر. به گفته کارنامی، بیتوجهی به وضعیت این کودکان و نداشتن اطلاعات شفاف، میتواند زمینهساز سوءاستفادههای زیادی باشد.
معضلات اجتماعی ناشی از وجود کودکان کار در جامعه ایران، دغدغهای است که به تدریج در سالهای اخیر به شدت پررنگتر شده است. این افراد، به دلیل وضعیت نامناسب اقتصادی خانوادههایشان، به محیطهای کارگاهی و خیابانی کشیده شده و نسبت به سن خود، در شرایطی سخت و ناهنجار به کار مشغول هستند. با این وجود، اطلاعات و آمار دقیقی درباره تعداد این کودکان در دسترس نیست. کارنامی بر این نکته تأکید کرده که در نبود دادههای معتبر، نمیتوان سیاستهای کارآمدی برای حمایت از این قشر آسیبپذیر تدوین کرد.
وی همچنین به خطرات ناشی از بیتوجهی به وضعیت این کودکان اشاره کرده و گفت: «هرچند که مسئولان در صدد رفع این معضل هستند، اما نبود آمار دقیق همواره به عنوان یک مانع بزرگ در این راه باقی مانده است. در غیاب اطلاعات کافی، چگونه میتوان برنامهریزی کرد و راهکارهایی برای بهبود وضعیت این کودکان ارائه داد؟»
کارنامی در ادامه به نقش مافیاها در این ماجرا اشاره داشت و گفت: «هنگامی که بررسی میکنیم که چه عاملی میتواند منجر به عدم ثبت و ارائه آمار در مورد کودکان کار شود، قطعاً به این مسئله میرسیم که ممکن است بعضی گروههای غیرقانونی و مافیایی در این عرصه فعال باشند و به نوعی موجب اختلال در روند ثبت اطلاعات شوند.» او همچنین خاطرنشان کرد که این مافیاها ممکن است کودکان را در شرایطی قرار دهند که خود عملاً از این وضعیت بهرهبرداری کنند و به همین دلیل، وجود یک سیستم نظارتی و ثبت دقیقتر از اهمیت ویژهای برخوردار است.
کارنامی در بیان فرآیندهای مورد نیاز برای بهبود وضعیت کودکانی که به دلیل شرایط اقتصادی ناچار به کار در خیابانها و کارگاهها میشوند، متذکر شد که دولت و نهادهای مدنی باید همگام با یکدیگر برای احصاء وضعیت این کودکان اقدام کنند تا بتوان به مدلی برای حل این معضل اجتماعی رسید. وی از گامهای ضروری، به راهاندازی مراکز ثبت و ارائه آمار بهروز و دقیق درباره کودکان کار اشاره کرد. ایجاد چنین مراکزی میتواند به فرمانبرداری از قوانین و حمایتهای اجتماعی منجر شود.
این پژوهشگر همچنین تأکید کرد که لازم است تمام ارگانهای مسئول، از جمله وزارت آموزش و پرورش و وزارت رفاه اجتماعی، به طور جدی و هدفمند وارد عمل شوند تا بتوانند این معضل اجتماعی را به صورت ریشهای حل نمایند. وی افزود: «آموزش به عنوان یک سلاح بنیادین در برابر فقر و بیکاری، میتواند کودکان کار را از دایره آسیب خارج کند و به آنها فرصتهای جدیدی را بدهد.»
مجتبی کارنامی همچنین از انجام نظرسنجیهای محلی و همکاری با سازمانهای غیر دولتی به عنوان سایر روشهای موثر در بهبود وضعیت کودکان کار یاد کرد. این همکاریها میتواند منجر به جمعآوری اطلاعات دقیقتر و افزایش آگاهی جامعه از این موضوع گردد.
در پایان، لازم به ذکر است که توجه به مشکلات و دغدغههای کودکان کار، نیازمند یک عزم ملی و همکاری چندجانبه میان نهادهای دولتی، غیر دولتی و جامعه است. این مقوله نه تنها به افزایش کیفیت زندگی این افراد کمک میکند، بلکه در نهایت میتواند به بهبود کلی وضعیت اجتماعی و اقتصادی کشور نیز منجر شود.